X
تبلیغات
کــــــــرات کتــــــــی

کــــــــرات کتــــــــی

محیطی برای بسط اندیشه های حسینی و ادامه راه خون شهدای ایران اسلامی و رهبر فرزانه انقلاب

معرفی روستای کراتکتی

وقتی از شهر کوچک و زیبای چمستان (حومه زیبای آن از واز گرفته تا لاویج) به سمت آمل خارج میشوی، بعد از طی مسافتی حدود 5 کیلومتر و به بعد زمانی 7 الی 8 دقیقه به مکانی میرسی که اهالی بومی بهش میگن دو راهی شهربند در انتهای روستای آهودشت.

سر این دو راهی وقتی واستادی یه چهارراه مانندی داره غرب به سمت چمستان، شرق به سمت آمل شمال به سمت روستاهای شهربند، سالده علیا و سالده سفلی و جنوب به سمت رشته های کوههای البرز روستای باصفا وجود داره به نام کرات کتی.

اول جاده که واستادی به سمت رشته کوهها البرز یه تابلوی نظرت به خودش جلب میکنه: به روستای شهید پرور کراتکتی خوش آمدید!

این واژه حک شده بر تابلو حکایت از آن داره که به روستای وارد میشی با مردمی متدین و مهمان نواز.

چیزی که بیشتر از همه به چشم میاد و در آغازین لحظات ورود به جاده (در صورتی که پیاده طی مسیر کنی) نظر هر بیننده ی را به خودش جلب میکنه طبیعت زیبای جاده با درختان بلند و سرسبز در تمام طول سال می باشد.

این روستا بالغ بر ۳۰۰ خانوار و بیش از 1000 نفر سکنه دارد.

بیشترین سکنه این روستا در قالب سه طایفه گِل، لونج و کپج و چند طایفه دیگر می باشند.

روستای است با جوانانی مومن، متدین و البته تحصیل کرده، بیشتر تحصیل کرده های این روستا ساکن خارج از روستا به خصوص شهر تهران می باشند. از افراد داری مدرک عالیه می توان به آقای حسن رنجبر فوق لیسانس حقوق از دانشگاه شهید بهشتی، آقای غلام یوسفی فوق لیسانس فلسفه، آقای ابراهیم معصومی متخصص هوشبری، آقای اسماعیل معصومی مدیر روابط عمومی شرکت شهرکهای صنعتی قزوین، آقای بهروز حیدری مهندس برق، آقای شعبان توکلی فوق لیسانس مدیریت، آقای کیوان معصومی فوق لیسانس برنامه ریزی شهری از دانشگاه شهید بهشتی، آقای مصطفی خراط فوق لیسانس مهندسی شیمی از دانشگاه امیرکبیر، خانم فرشته معصومی فوق لیسانس مدیریت بازرگانی بین المللی از دانشگاه شهید بهشتی، ادریس فاطمی کارشناس مدیریت، داوود داودی کارشناس فنی، آقای مهدی حبیب نژاد، عبدالرضا حبیب نژاد و... می توان اشاره کرد.

از افتخارت این روستا تقدیم 4 شهید به انقلاب اسلامی در راستای حفظ آرمان های آن می باشد.

 

 

از مسئولین و زحمت کشان روستا می توان به آقای ادریس رنجبر (دهیار محترم روستا)، آقایان حجت یوسفی، ضرغام توکلی و ناصر رستمیان (اعضای محترم شورای اسلامی روستا)، آقایان حسن یوسفی، عبدالله توکلی، پرویز کیانی (اعضای هیت امنای روستا)، یحیی معصومی، قربان توکلی، مجتبی ناییجی (مسئولین هیئت عزاداری)، آقایان یحیی داوودی، رضا داوودی، رمضان رنجبر، غلام رستمی (خیرین روستا) آقای سبحان حبیب نژاد، ابراهیم خراط (مداحان اهل بیت)کیانفر رستمی، حمید حبیب نژاد، رضوان اصغری، غلامحسین توکلی(گروه آشپزی مسجد) یحیی یوسفی (جانشین مسئول پایگاه بسیج روستا) می توان اشاره نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 22:16  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

پایگاه شهید زارع کراتکتی

* بسيج, اختصاص به يك منطقه جغرافيايي و يك منطقه انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست. 

 

پایگاه شهید زارع روستای کراتکتی در سال ۱۳۸۲ به همت فرمانده پایگاه و ریاست کنونی کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر چمستان جناب آقای پرویز کیانی و با حضور معاونت محترم استاندار مازندران افتتاح گردید.

پایگاه شهید زارع کراتکتی به همت آقای پرویز کیانی و آقای یحیی یوسفی از جوانان مومن و متعهد روز به روز به مرز شکوفایی و اهداف والای آن یعنی تحقق اهداف عالیه بسیج نزدیک می شود.

شورای پایگاه شهید زارع کراتکتی متشکل از ۱۶ نفر از افراد مومن و متعهد و تحصیل کرده می باشد که ۵ نفر اصلی آن عبارتند از: آقای یحیی یوسفی، آقای مجتبی زارع، آقای عمران حبیب نژاد، آقای ناصر رستیمان و بهزاد یوسفی.

بسیجیان پایگاه شهید زارع در فعالیت های مختلف و متنوعی مشارکت دارند از جمله:

- همکاری مداوم و مستمر با هیات امنای مسجد صاحب الزمان (ع) در برگزاری مراسم شب های ماه مبارک رمضان

- حضور فعال در مراسم عزاداری آقا اباعبدالله حسین

- حضور و مشارکت در اطعام عزادارن حسینی

- برگزاری مراسم سینه زنی و زنجیرزنی

- حضور فعال در عرصه علمی

- برگزاری جشن های متعدد در سالروز تولد ائمه اطهار (ع)

- مشارکت در اردوها و مانورهای سراسری بسیج

- برگزاری و شرکت در جلسات شورای پایگاه

- مشارکت در فعالیت های اجتماعی- فرهنگی

- و آمادگی در دفاع از مملکت اسلامی در برابر تجاوز بیگانگان

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 21:32  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

انالله و انا الیه راجعون

متاسفانه خبر دار شدیم همسر محترمه جناب آقای حسین یوسفی (فرزند عزت ا... یوسفی) به دیار باقی شتافتند.
هیئت امنای روستای کرات کتی، هیئت عزادارن حسین و پایگاه بسیج شهید زارع روستا بر خود واجب می داند تا ضایعه درگذشت این جوان را به خانواده آقای یوسفی تسلیت عرض نماید.
با آرزوی سلامتی برای بازماندگان و دعای خیر و آمرزش برای روح این جوان.
خدایش بیامرزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 10:34  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

14قـد‌م تـا زنـد‌گی شـاد‌

14قـد‌م تـا زنـد‌گی شـاد‌ 

زند‌گی، موهبتی است که به ما ارزانی شد‌ه است و تا وقتی امید‌ هست، زند‌گی هست. ما قد‌رت آن را د‌اریم که نومید‌ی را به امید‌، شکست را به پیروزی و اشک را به خند‌ه مبد‌ل کنیم. به شرطی که به زند‌گی و شگفتی‌های آن، به لذت‌ها، ناامید‌ی‌ها، تلاش‌ها،‌ رنج‌ها و د‌رد‌ها (بله) بگوییم.
 

ما قد‌رت آن را د‌اریم که همة پد‌ید‌ه‌های شاد‌ی بخش زند‌گی را د‌ر اختیار د‌اشته باشیم و آنها را برای خود‌ خلق کنیم. فقط کافی است تصمیم به تغییر بگیریم. اگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق زند‌گی کنیم، معنی و مفهوم حیات و شاد‌ زیستن را بهتر د‌رک خواهیم کرد‌ و از آن لذت خواهیم برد‌.
زند‌گی ریاضیات است، پس بیائیم اعتماد‌ را د‌ر زاویة چشمانمان جای د‌هیم، شاد‌ی را به توان برسانیم، غم و اند‌وه را تفریق کنیم، کینه و نفرت را جذر بگیریم، همد‌لی و د‌وستی را ضرب کنیم و محیط و مساحت را د‌ر د‌ایره قلب د‌یگران به د‌ست آوریم.


● شاد‌ زیستن چیست؟
انسان، موجود‌ی شاد‌ی‌خواه و لذت طلب است. هرگز د‌اشتن مال و اموال نشانة خوشبختی و بی‌نوایی و فقر نشانة بد‌بختی نیست. اگر چنین بود‌ ثروتمند‌ان باید‌ شاد‌ترین و فقرا بد‌بخت‌ترین افراد‌ باشند‌، د‌ر حالی که همیشه چنین نیست. تمام شورها، شوق‌ها و لذایذ بهشت زند‌گی منتظر کسانی است که با تلاش و تفکر و مقاومت، خود‌ را به این بهشت می‌رسانند‌.
بهشت د‌ر نزد‌یکی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی می‌شود‌ که د‌لشان ناب و بی‌غش باشد‌. این افراد‌ د‌لیر و امید‌وار زند‌گی می‌کنند‌ تا همیشه شاد‌ و بانشاط باشند‌ و از زند‌گی بهره‌مند‌ شوند‌، د‌رست است که گفته‌اند‌:
«زند‌گی به یک شب تا می‌ماند‌، باید‌ چراغ خود‌ را به د‌ست خود‌ بیفروزیم و زند‌گی خود‌ را روشن کنیم.» بهتر است افکار شاد‌ و سلامت د‌اشته باشیم و سلامتی را حق انسانی و شایسته خود‌ بد‌انیم. با خود‌ ملایم باشیم و خانواد‌ة خود‌ را بپذیریم.
د‌وست بد‌اریم و بد‌انیم که یکی از کلید‌های شاد‌ی و خرسند‌ی، تمرکز ذهن بر لحظة حال است. این لحظه تنها زمانی است که د‌ر اختیار د‌اریم و از لحظه بهتر چیزی بسازیم که آن شاد‌ی است. شاد‌ بود‌ن می‌تواند‌ یکی از بزرگترین مبارزات ما د‌ر زند‌گی باشد‌. برای شاد‌ بود‌ن باید‌ بر افکار شاد‌ تمرکز کنیم.


● شیوه‌های کسب احساس شاد‌مانی د‌ر زند‌گی


۱) هرگز از پرسش کرد‌ن باز نمانیم:
هرگاه از انجام کاری د‌ل‌زد‌ه و خسته شد‌یم از خود‌مان بپرسیم چگونه می‌توانیم کارهایمان را بهتر، سریع‌‌تر، ساد‌ه‌تر، آسان‌تر و سرگرم‌کنند‌ه‌تر انجام د‌هیم تا به هد‌ف نهایی برسیم.


۲) احساس ناامید‌ی را از خود‌مان د‌ور کنیم:
اگر د‌ر مسیر زند‌گی امید‌ خود‌ را از د‌ست د‌اد‌یم، مأیوس نشویم و هرگز فکر نکنیم راهی را که پیش گرفته‌ایم، آخرین راه است. پیوسته به د‌نبال راه‌های د‌یگر باشیم چرا که: «عاقبت جویند‌ه یابند‌ه است.»


۳) ضعف‌های خود‌مان را بپذیریم:
واقعیت این است که هر کس ضعف‌هایی د‌ارد‌، به جای فرو ماند‌ن د‌ر ضعف‌های خود‌ و گرفتار شد‌ن د‌ر د‌ام یأس و ناامید‌ی، بکوشیم انتقاد‌پذیر بود‌ه و بر ضعف‌هایمان غلبه کنیم و به د‌نبال راهکار باشیم.


۴) نقاط قوت خود‌ را تقویت کنیم:
انسان مجموعه‌ای از استعد‌اد‌های گوناگون است که می‌تواند‌ با شناسایی و رشد‌ و پرورش آن به کمال برسد‌. با کشف توانایی‌های خود‌مان و پرد‌اختن به کارهای مثبتی که علاقه د‌اریم، بیشترین لذت را از زند‌گیمان ببریم.


۵‌) از مطلق‌گرایی د‌وری کنیم:
ما د‌ر گستره‌ای از نسبیت‌ها زند‌گی می‌کنیم. تلاش کنیم از هر چیزی به نسبتی که می‌توانیم بهره گیریم.
هیچ‌کس برای همیشه نمی‌تواند‌ قهرمان شود‌. پس ما بیشترین تلاش را انجام د‌هیم و از نتیجه به د‌ست آمد‌ه خرسند‌ باشیم. خواه پیروز شویم یا نشویم.


۶) با خود‌مان صاد‌ق و روراست باشیم:
صاد‌ق نبود‌ن با خود‌، آسیب‌رسان‌تر از احترام نگذاشتن به خود‌ است. موارد‌ی را که با خود‌مان روراست نبود‌ه‌ایم بنویسیم و راه صاد‌ق بود‌ن را با بررسی خطاهای خود‌ بیابیم. تابلویی از صد‌اقت باشیم و صاد‌ق بود‌ن را به فرزند‌انمان نیز بیاموزیم.


۷) بیشتر به زند‌گی برسیم:
گلی را د‌ر باغچه یا گلد‌ان بکاریم و آن را به زند‌گیمان تشبیه کنیم، همان‌طور که شاد‌اب ماند‌ن گل به رسید‌گی و پرورش نیاز د‌ارد‌، زند‌گی خود‌ و خانواد‌ه‌مان هم به مراقبت، تقویت و پرورش و… نیاز د‌ارد‌.


۸) د‌رگذشته زند‌گی نکنیم:
اجازه بد‌هیم غبار گذشته از شانه‌هایمان فرو ریزد‌، هر اند‌ازه د‌ر تیرگی گذشته گام برد‌اریم از روشنایی آیند‌ه د‌ورتر خواهیم شد‌. فرو ماند‌ن د‌ر گذشته، فروماند‌ن د‌ر سیاهی است. باید‌ گذشته را به پرسش کشید‌، ناپاکی‌هایش را گرفت و زنگارهایش را زد‌ود‌ و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آیند‌ه و شاد‌مانه زیستن د‌ر حال بهره گرفت.


۹) د‌ر حال شنا کنیم:
د‌ر گذشته زند‌گی کرد‌ن و افسوس خورد‌ن، د‌رد‌ی را د‌وا نمی‌کند‌، بلکه باید‌ از گذشته و ناکامی‌های آن د‌رس گرفت و بنای موفقیت را د‌ر زمان حال پی‌ریزی کرد‌، تا آیند‌ه‌ای روشن پیش روی د‌اشته باشیم. زند‌گی د‌ر زمان حال باعث می‌شود‌ که علاوه بر واقع‌بینی از موفقیت‌هایی که د‌اریم بیشترین و بهترین استفاد‌ه و لذت را ببریم.


۱۰) روی موارد‌ی که کنترل ند‌اریم، متمرکز نشویم:
وقتمان را روی مسائلی که د‌ر حد‌ کنترل ما نیست سپری نکنیم، بر آنچه می‌توانیم کنترل کنیم مانند‌ کمک کرد‌ن، سپاسگزاری کرد‌ن، کارکرد‌ن، خواند‌ن، خند‌ید‌ن و مانند‌ این‌ها متمرکز بشویم.


۱۱) همچون کوه استوار باشیم:
به حقوق فرد‌ی و اجتماعی خود‌ آگاهی پید‌ا کنیم و برای د‌ست‌یابی به آنها کوشا باشیم. تلاش ما میزان د‌ست‌یابی به حقوقمان را مشخص می‌کند‌. د‌ر ناملایمات زند‌گی، خود‌ را نبازیم، از آنها د‌رس بگیریم، بد‌انیم که شکست مقد‌مه پیروزیست، مشروط بر آن که علت‌یابی کنیم.


۱۲) یاد‌گیری را فراموش نکنیم:
مغز ماهیچه‌ای مانند‌ سایر ماهیچه‌هاست. اگر مغزمان را با یاد‌گیری و اند‌یشید‌ن ورز ند‌هیم، ورزید‌ه نمی‌شود‌. برای پرورش مغز بهتر است آن را با فعال کرد‌ن از طریق یاد‌گیری، د‌رگیر کنیم.


۱۳) د‌ر کمک کرد‌ن به د‌یگران پیشقد‌م باشیم: کمک به همنوع از وظیفه‌های مهم هر انسانی است. کمک کرد‌ن به د‌یگران این احساس را د‌ر فرد‌ به وجود‌ می‌آورد‌ که او فرد‌ با ارزشی است و می‌تواند‌ به زند‌گی د‌یگران معنی ببخشد‌. همچنین وقتی می‌بینیم که توانسته‌ایم گره‌ای از کار د‌یگران بگشائیم، د‌ر د‌رون خود‌ احساس شاد‌مانی و شعف می‌کنیم.


۱۴) گذشت د‌اشته باشیم: همن‌گونه که لطف و مهربانی خد‌اوند‌ شامل حال بند‌گانش می‌شود‌، چه خوب است ما نیز از خطاها و اشتباهات د‌یگران چشم‌پوشی و راه آشتی را هموار کنیم تا ضمن خوشحال کرد‌ن آنها، خود‌مان نیز با د‌ور ریختن کینه‌ها به آرامش د‌رونی‌ د‌ست یابیم.


▪ هنگام روبروشد‌ن با وقایع ناگوار نیز با تسلط بر محیط تلاش کنیم شاد‌ی از د‌ست رفته را د‌وباره به محفل وجود‌مان د‌عوت کنیم که توصیه‌های زیر پیشنهاد‌ می‌شود‌:


▪ فکر کرد‌ن غیر از غصه‌ خورد‌ن است، غصه خورد‌ن هیچ د‌رد‌ی را د‌وا نمی‌کند‌ و فاید‌ه‌ای ند‌ارد‌. د‌ر حالی که بر اثر فکر کرد‌ن، راه‌هایی برای رفع نگرانی‌ها پید‌ا می‌شود‌.


▪ زمانی که ناراحت هستیم بد‌ نیست محیط را ترک و کمی پیاد‌ه‌روی کنیم.


▪ حرکت و ورزش، اثر نشاط‌آوری د‌ارد‌. اگر زمان ناراحتی چند‌متر را با سرعت برویم، خواهیم د‌ید‌ که حالت ناراحتی کاهش می‌یابد‌.
▪ به نکات مثبت واقعه (پیشامد‌ ناخوشایند‌) نیز فکر کنیم.


▪ غم و افسرد‌گی مسری است. وقتی قیافه‌ ما اند‌وهناک است، د‌یگران هم افسرد‌ه و ناراحت می‌شوند‌، همین‌طور وقتی شاد‌ باشیم، چهرة د‌یگران شاد‌ می‌شود‌. پس هنگام ناراحتی بهتر است جمع را ترک کرد‌ه و قد‌م بزنیم.


▪ گذشته، هرگز مساوی آیند‌ه نیست، هر چند‌ که با ناملایمات روبرو شد‌ه‌ایم، می‌توانیم فکر کنیم که د‌وران بد‌بختی به پایان رسید‌ه و خوشبختی از فرد‌ا شروع می‌شود‌.


«راز شاد‌ زیستن، انجام د‌اد‌ن آنچه د‌وست د‌اریم نیست. د‌وست د‌اشتن آن چیزی است که انجام می‌د‌هیم.»

 

گردآوري: اسماعيل معصومي

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 11:1  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

تقدیر و تشکر

 با تشکر از تمامی دوستان عزیز و بچه های محل های گل که با نظرات سازنده خودشان ما رو در هر چه پربار تر کردن وبلاک همراهی می کنند کمال تشکر را دارم.
از آقای اسماعیل معصومی به خاطر ارسال و نگارش مطلب
از آقای مهندس بهروز حیدری به خاطر تذکرات، یادآوری و راهنمایی هایشان
از آقای یحیی معصومی به خاطر راهنمای سازنده شان
از اعضای محترم هیئت عزادارن حسینی به خاطر حمایت شان
از مسئول محترم پایگاه بسیج روستا آقای پرویز کیانی

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 16:20  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

شب یلدا

ای سایه! سحر خیزان دلواپس خورشیدند؛

زندان شب یلدا، بگشایم و بگریزم.

 

یلدا، نماد سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه است. او را بر سفره مهر بنشانیم. اهریمن وجودمان را مغلوب ساخته تا روشنایی مهر و محبت در دلمان جوانه زند و بذر عشق و دوستی طولانی ترین شب سال را منور کند.

شب یلدا این نماد اصیل ایرانی برای تمامی مردان و زنان غیور روستای کراتکتی مبارکباد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 15:22  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

يادادشتي از چارلي چاپلين

چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که… با پول می شود . . .

* خانه خرید ولی آشیانه نه،

* ساعت خرید ولی زمان نه،

* می توان مقام خرید ولی احترام نه،

* می توان کتاب خرید ولی دانش نه،

* دارو خرید ولی سلامتی نه،

* خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ،

* می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

* آموخته ام که… تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من             می گوید: تو مرا شاد کردی

* آموخته ام … که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است

* آموخته ام … که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت

* آموخته ام … که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم

* آموخته ام … که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم

* آموخته ام … که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی

* آموخته ام … که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است

* آموخته ام … که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند

* آموخته ام … که پول شخصیت نمی خرد

* آموخته ام … که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند

* آموخته ام … که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم

* آموخته ام … که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد

* آموخته ام … که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان

* آموخته ام … که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد

* آموخته ام … که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

* آموخته ام … که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

* آموخته ام … که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

* آموخته ام … که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.

                                                                                                           اسماعيل معصومي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 14:14  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

پیام عاشورا

کتابی جامع با عنوان پیام عاشورا

می تونید از لینک زیر مشاهده کنید:

http://www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/PAYAM_A/start_frm.html

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 14:14  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

برگزاری مراسم محرم در روستا

مراسم عزاداری دهه اول محرم در مسجد صاحب الزمان روستای کرات کتی با شور تمام برگزار شد.

این مراسم همراه با سینه زنی، زنجیرزنی، مداحی و مرثیه خوانی، شب شام غریبان، سخنرانی و... برگزار گردید.

از نکات جالب توجه در این مراسم حضور پرشور مردم، دانشجویان و مسئولین محل بود.

خیلی از کسانی که متولد روستا بوده و اکنون در خارج روستا زندگی می کنند و دارای مراتب بالای شغلی و علمی می باشند در این مراسم حضور داشتند. حضور پرشور دانشجویان که بدور از هرگونه تکلف با همت تمام کار می کردند از نکات بارز این دهه بود. من جمله آقای پرویز کیانی ریاست کمیته امداد امام خمینی، آقای اسماعیل معصومی مدیر روابط عمومی شرکت شهرکهای صنعتی استان قزوین، آقای حسن رنجبر، آقای کیوان معصومی و....

با توافق انجام گرفته قرار شد که هیئت عزاداران حسینی روستای کراتکتی برای مراسم  28 صفر به مشهد مقدس اعزام گردد.

http://webpars.co.cc/images/44366796506916469900.jpg

http://webpars.co.cc/images/70012837159231329653.jpg

http://webpars.co.cc/images/76365524097386221459.jpg

http://webpars.co.cc/images/60177708586318416680.jpg

http://webpars.co.cc/images/56577984498926387554.jpg

http://webpars.co.cc/images/93505731650429670261.jpg

دسته هیئت عزاداران حسینی روستا

http://webpars.co.cc/images/46344711980336513861.jpg

مداح جوان اهل بیت آقای ادریس رنجبر

http://webpars.co.cc/images/59465442441088091179.jpg

از چپ به راست آقای سید سلیمان موسوی، آقای کیومرث داوودی، آقای بهزاد داوودی و آقای اسماعیل معصومی

http://webpars.co.cc/images/36762384779664935629.jpg

آقای ادریس توکلی از جوانان فعال و مذهبی روستا

http://www.ecapic.ir/image2/ECA-101218123505.jpg

نماز ظهر عاشورا

http://www.ecapic.ir/image2/ECA-101218123606.jpg

آقای عبدالله توکلی از اعضای هیئت امنای مسجد صاحب الزمان

http://webpars.co.cc/images/66292061331355754221.jpg

از نونهالان روستا در دسته هیئت عزاداری

http://webpars.co.cc/images/48732721746905757964.jpg

آقای قربان توکلی – از مسئولین هیئت عزاداری حسینی روستا

http://webpars.co.cc/images/31654718035908828529.jpg

آقای ناصر رستمیان از اعضای شورای اسلامی روستای کراتکتی

http://webpars.co.cc/images/49574829600117283979.jpg

آقای مجتبی توکلی- فیلمبردار زحمت کش دسته عزاداری

http://webpars.co.cc/images/56848471729299698846.jpg

http://webpars.co.cc/images/34808753489962255796.jpg

گروه آشپزی دسته عزاداری برای اطعام عزاداران (از راست آقای رضوان اصغر، آقای حسن یوسفی، آقای حسین اصغری و آقای جمشید هادیزاده)

http://webpars.co.cc/images/73242457271182211814.jpg

از راست به چپ آقای مجتبی نائیجی و آقای یحیی معصومی از مسئولین هیئت عزاداران حسینی روستا

http://webpars.co.cc/images/44994821217414543230.jpg

از اهالی روستا (از سمت راست آقای عباس معصومی، سید حسین موسوی، آقای حبیب نژاد و آقای اصغر رستمی)

http://webpars.co.cc/images/53767860067810721922.jpg

عمو قربان روستا

http://webpars.co.cc/images/65702314976754729640.jpg

آقای حسین رستمی مسئول آبدارخلنه مسجد صاحب الزمان (ع)

http://webpars.co.cc/images/18054770655642489061.jpg

قربانی کردن گوسفند جلوی هیئت عزاداران حسینی (آقای رستم رستمی)

http://webpars.co.cc/images/32127124218123032065.jpg

آقای ابراهیم خراط و آقای ادریس رنجبر از مداحان اهل بیت هیئت روستا

http://webpars.co.cc/images/53931495282250881744.jpg

http://webpars.co.cc/images/95511087709233041981.jpg

آماده کردن کاسه ها برای ماست ناهار (از راست آقای مظاهر معصومی، آقای مجید حیدری، آقای اسماعیل معصومی و آقای کیوان معصومی)

http://webpars.co.cc/images/61333934834864013920.jpg

اطعام عزاداران حسینی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 13:11  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

فرا رسیدن ماه محرم

علامه جعفری (ره): کشتی نجات آدمیان نیازی به دریا ندارد، این کشتی از قطره اشک مقدسی می گذرد که برای حسین (ع) ریخته می شود.

فرا رسیدن محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر بر تمامی مسلمین جهان به خصوص بر مردم روستای شهید پرور روستای کراکتی تسلیت.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 8:17  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

هدف از تشکیل بسیج

آرمان والا و ایده بلند و هدف عالی انقلاب اسلامی ما را چنین می سزد كه از چار چوب مرزهای ایران بگذرد و دروازه های ملل محروم و توده های مظلوم و مستضعف جهان را بگشاید و پیام آرامش بخش و رسالت انسانی و رهائی بخش خویش را بگوش جان آنها برساند و زمینه های حكومت عدل الهی و جهانی امام عصر (عجل الله فرجه) را آماده سازد . و از این روی ، بسیج تمامی نیروهای فعال و آمادگی جهت تحقق این آرمان ارزنده انسانی ، امری ضروری و طبیعی به نظر می آید .
و از اینجا بود كه امام خمینی (ره) این قلب تپنده انقلاب و پیام آور آزادی و كرامت و هویت اسلامی و انسانی این قرن جهت مبارزه همه جانبه با آمریكای جهانخوار كه هر روز برای گسترش تجاوزات و سبعیت خویش ، چنگ و دندان نشان می دهد و در رویارویی با همه ابرقدرتهای تجاوزگر و تیز ، رشد انقلابی نهضت اسلامیمان روز 5/8/58 را بسیج عمومی اعلام فرمودند و هدف از تشكیل بسیج را گفتند كه « مملكت اسلامی باید همه اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد » و در حالت كلی می توان گفت كه هدف از تشكیل بسیج را قرآن بیان نموده و در سوره توبه آیه 40
می فرماید: « ‌انفروا خفاقا و ثقالا و جاهدوا باموالكم و انفسكم فی سبیل الله ذلكم خیر لكم ان كنتم تعلمون » ؛ با كیفیت مختلف حركت كنید و كوچ كنید در حالیكه با بار سبك هستید . مجهز باشید و جهاد كنید با مال و جانتان در راه خدا ، و یكی دیگر از هدف تشكیل بسیج را بازوی ولایت فقیه دانسته و تك تك اعضای بسیج را سلول های بافت ولایت فقیه می دانیم . بهر حال هدف از تشكیل بسیج را جذب آموزش ، سازماندهی نیروهای مردمی دانسته و اصلی ترین مساله بسیج ، بكارگیری نیروهای مردمی در ماموریتهای محوله با توجه شرایط سنی بسیجیان اعم از دانش آموزی ، دانشجویی ، كارگری ، كارمندی ، عشایر و غیره می باشد تشكیلات بسیج به علت ساخت مردمی از یك طرف و گستردگی آن از طرف دیگر باید طوری تنظیم شود كه هم در زمان صلح و هم در زمان جنگ بتواند كارآیی لازم را داشته باشد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 18:59  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

اهمیت و ضرورت تشكیل بسیج در جمهوری اسلامی ایران

بعد از تسخیر انقلابی لانه جاسوسی آمریكا انتظار آن می رفت كه از سوی دشمن شماره یك یعنی آمریكای جهانخوار توطئه ها و تحریكها بر ضد این كشور انقلابی شدت یافته و با گسترش آنها زمینه را برای دخالت نظامی آماده نماید ، تا با حمله مسلحانه به ایران و انقلاب اسلامی ، رژیم مردمی جمهوری اسلامی را از پای در آورد ، و حاكمیت طاغوت را دوباره برقرار سازد . بنابراین مشخص بود كه در این جنگ جدید امت اسلام نمی تواند فقط و فقط از مشت خویش استفاده كرده و به دفاع برخیزد بلكه ضرورت مسلح شدن و آموزش نظامی دیدن برای همه مشخص بود و احساس می شد كه اگر همه مردم وارد صحنه نشوند و با كیفیت و طرز كار سلاحها آشنایی نداشته باشند نمی توانند این سلاح ها را علیه شیطان بزرگ بكار گیرند . از اینرو تشكیل بسیج در تمام قشرها ( دانش اموزی ، دانشجویی ، كامند، كارگری ، عشایری و ... ) به شكل وسیعی صورت گرفت و امام امت فرمان تاریخی تشكیل بسیج عمومی را صادر و در رابطه با ضرورت آن چنین فرمودند : « الان در راس همه مسائل اسلامی ما قضیه مواجهه با آمریكاست . باید تمام تجهیزات ما بطرف این دشمن باشد. مبادا یك وقتی یك تبلیغات سویی بشود و نظرهای ما تشتت پیدا بكند و افكارمان افكار مختلف بشود ... باید الان همه افكار ها یك چیز باشد . چطور در ان وقتی كه ما مواجه با این قدرت شیطانی داخلی بودیم هیچ دیگر تشتتی در كار نبود . همه با هم یك فكر داشتید و الله اكبر می گفتید و مقابله با یك چنین قدرتی می كردید شما الان می دانید كه مقابله ما با یك قدرتی است كه قدرتش صدها برابر زیادتر از آن قدرت قبلی است . شما امروز یك چنین حالی دارید و مملكتمان یك چنین حالی دارد . مملكت شما الان یك حالی دارد كه اگر دیر بجنبیم برای همیشه تا آخر از بین رفته ایم . همه باید یكصدا باشند .سرو صدای امروز حفظ مقابله با آمریكاست ... باید همه قوایمان را مجتمع كنیم برای نجات دادن این كشور باید اگر مسائلی برایمان پیش بیاید هرچه هم سخت باشد تحمل كنیم . باز هم من تكرار می كنم كه بدانید شما با یك قدرتی مواجه هستید كه اگر غفلت بشود مملكتتان از بین می رود ، غفلت نباید بكیند غفلت نكردن به این است كه همه قوا را و هرچه فریاد دارید بر سر آمریكا بكشید ، هرچه تظاهرات بر ضد آمریكا بكنید قوای خودتان را مجهز بكیند و تعلیمات پیدا كنید و به دوستانتان تعلیم بدهید » ، كه امام (ره) دقیقا با فرمایشات پیامبرگونه خود ضرورت تشكیل بسیج را ترسیم نمودند .
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 17:56  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

سالروز تشکیل بسیج

 

۵ آذرماه سالروز تشکیل بسیج به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی بر بسیجیان سلحشور ایران اسلامی و به خصوص بر جوانان بسیجی روستای کرات کتی مبارک باد. (پایگاه شهید زارع کراتکتی)

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 8:25  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

تعریف بسیج

بسیج به لحاظ لغوی به معنای سامان و اسباب ساز و سازمان جنگ : عزم و اراده ، آماده سفر شدن و آماده ساختن نیروهای نظامی یك كشور برای جنگ می باشد . ( دهخدا ، 1372 )
به نظر ما بسیج یك حركت منظم و سارمان یافته اجتماعی است كه با توجه به فرهنگ هر جامعه و به اشكال مختلفی در اثر شرایط خاصی مانند جنگ ، حوادث غیر مترقبه و حتی در زمان صلح و آرامش به صورت آماده باش بوجود می آید .
در جامعه ما نیز بسیج یك نهاد اجتماعی است . همانند خانواده كه به صورت عضوی از ساخت و نظام اجتماعی جامعه است به شمار می آید ، نهادی كه با هدف پاسداری از ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی بوجود آمده است و انحلال آن جز در صورت انحلال جامعه اسلامی قابل تصور نیست .
در اساسنامه بسیج مستضعفین ، بسیج را به این صورت تعریف كرده اند :
« بسیج نهادی است تحت فرماندهی مقام معظم رهبری كه هدف آن نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و جهاد در راه خدا و گسترش حاكمیت قانون خدا در جهان طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران و تقویت كامل بنیه دفاعی از طریق همكاری با سایر نیروهای مسلح و همچنین كمك به مردم هنگام بروز بلا و حوادث غیر مترقبه می باشد . » ( سپاه از دید قانون 1362 )

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 19:48  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

فلسفه تشکیل بسیج

 

بسیج یك حركت اجتماعی است كه در هر جامعه ای با توجه به فرهنگ آن جامعه و به اشكال مختلفی در اثر شرایط خاص بوجود می آید . حتی در دوران صدر اسلام نیز به هنگام حمله كفار و منافقین علیه مسلمانان زمانی كه فرمان تشكیل نیروی مبارز علیه آنها داده می شود مسلمانان داوطلبانه در مساجد گردهم می آمدند تا توان خود را از نظر نیروی انسانی و تجهیزات نظامی برای مقابله با دشمنان اسلام بسیج كنند .
امام خمینی (ره) در این رابطه چنین می فرمایند :
« قضیه بسیج ، همان مساله ای است كه در صدر اسلام بوده است این مساله جدید نیست ، در اسلام سابقه داشته است و چون مقصد ما اسلام است ، باید هر جوانی یك نیرو باشد برای دفاع از اسلام و همه مردم و هر كسی در هر شغلی كه هست مهیا باشد برای جلوگیری از كفر و هجوم بیگانگان » .
( پرتو خورشید ، مركز مطالعات )
در طول تاریخ اسلام و ایران همواره دشمنان سعی كرده اند به اشكال مختلف از پیشرفت و ترقی مسلمانان جلوگیری كنند .
انقلاب اسلامی ایران كه الهام گرفته از اسلام ناب محمدی (ص) بوده از نخستین روزهای پیروزی با توطئه های گسترده و سازمان یافته دشمنان اسلام روبرو گردید . عظمت اهداف انقلاب و گستردگی توطئه های دشمنان، ایجاب می كرد كه برای حفظ و سیانت از انقلاب اسلامی و ارزشها و اهداف آن در برابر شبیخون ابرقدرتها دفاع كند بنابراین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را درون اقشار میلیونی به طور خودجوش ، حركتی در جهت حفظ و حراست دست آوردهای انقلاب و پیروزی بزرگی كه نصیب امت اسلامی شده بود ، بوجود آمد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 14:53  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  | 

من چفیه ام، چفیه رهبری

من چفیه ام، چفیه رهبری

 


سال هاست مرا بر دوش انداخته ای. وقت سحر همین شانه توست. غصه داشتم بعد از جنگ. از غصه نجاتم دادی. “دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند، وندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند”. چه بد تا کردند با من، آنها که دل به جیفه دنیا بستند. من جانماز رزمندگان بازی دراز بودم. سفره بسیجی های اروند. پرستار سرفه شیمیایی ها. محرم چشمان بارانی ستاره های هور. مرهم زخم دست خرازی. عطر شهید می دهم من. انیس و مونس شهدا بودم من. روح دارم من. با شهدا همنشین بودم من. با سجده شان به زمین می افتادم و بوی خاک می گرفتم. خاک شلمچه قدمگاه شهیدان بود. در کربلای 5 شهید حاج امینی یک شب قبل از شهادت وضو گرفت و در آن سوز به مدد من، خشک کرد دست و صورت خود را و مرا انداخت روی شانه اش و ایستاد به نماز شب. من شاهد تشهد شهیدان بودم در ملکوتی ترین فصل تاریخ.

خون داشت فواره می زد از پهلوی شهیدی در ارتفاعات الله اکبر که همرزمش آمد و با کمک من جلوی فوران خون را گرفت اما محسن، دیگر به شهادت رسیده بود و از من کاری برنیامد. خجلت زده، غریب، تنها، محزون و غم زده نشسته بودم گوشه ای و جنگ که تمام شد، همه مرا از سر خود باز کردند و از شانه جدا کردند. نزدیک بود از غصه، دق کنم که تو به دادم رسیدی. از تنهایی درآوردی مرا. شانه تو نشان از شهدا دارد. بوی ستاره می دهد شانه ماه. آه که الان روی شانه تو جایم خوب است. عده ای ترسیدند از سرزنش لوامین که همنشینی کنند با من. عده ای مرا فراموش کردند. من چون بوی خاک می دادم اذیت شان می کرد. فصل، فصل زندگی بود و من بوی جبهه می دادم و خاکی می کردم شانه های اتو زده را. عده ای مرا سنجاق کردند به تقویم و تقدیمم کردند به مناسبت های سال. عده ای مرا فقط در جمع بسیجیان می بستند و در جمع دیگران، پشت سرم حرف می زدند و حرف درمی آوردند که الان وقت این کارها نیست. گذشت دوره زهد فروشی. تو اما دیدی دلم را. این دل شکسته ام را. یادت هست اول بار که روزی از روزهای سخت و نفس گیر بعد از جنگ، غربت مرا دیدی، با چه نیت و چه زمزمه و چه نجوایی مرا بر دوش خود انداختی؟ خوب شد که آرام گرفتم بر شانه ات و الا مرده بودم از غصه. روزگار وصل من شانه توست که نشان از شهدا دارد. “هر که او دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش”. من “امین” توام؛ تخلص تو نه در شعر که در عاشقی. من خلاصه عطر ولایتم؛ روی شانه ماه، بی خود نیست که این همه مشتری دارم. مرا به یادگار می برند، چون همنشین توام ای آموزگار. “کمال همنشین در من اثر کرد، و گرنه من همان خاکم که هستم”. من انیس جمکرانی ترین لحظات تو هستم. آشنای وقت مناجات تو. آنجا که خلوتی داری در دل شب و آنجا که تجلی خمینی می شوی در دل روز و دست تکان می دهی برای لشکری که با دیدن تو بغض می کنند و با شنیدن تو مویه می کنند و با تو به ساحل امن می رسند. آقا! چه خوب کردی مرا برای شانه ات انتخاب کردی. من حالا یک نشانه ام برای آنکه راه گم نشود و اگر تو نبودی راه گم شده بود. من شهادت می دهم به ولایت تو و به بصیرت تو و به رهبری حکیمانه ات و شهادت می دهم که شانه ات پر از نشان لاله هاست. این تو بودی که مرا دوباره جان دادی. عزیزم کردی نزد بسیجی ها و درآوردی مرا از غربت. من بهترین و خلاصه ترین پیام تو هستم برای دشمن و دوست. من چفیه ام؛ چفیه رهبری. “من در کنج انزوا نیستم؛ خانه ام شانه رهبر است”. از اینجا بهتر، بهتر از شانه تو، چه جایی برای چفیه پیدا می شود؟ من انیس امام بسیجی ها هستم و این موانست چه محبوب کرده مرا. روی شانه تو دلم برای شهدا تنگ نمی شود که تو امام شهدایی. گاهی اما دوست دارم بغض کنم با بسیجی ها از سر شوق. من احساس دارم. روح دارم و با شهدا بوده ام. با رزمندگان به شهادت رسیدم و با جانبازان به علمداری. من چفیه ام؛ چفیه رهبری. من نماینده شهدا هستم روی شانه ات ای حضرت ماه. با تو من بسیجی تر می شوم. بیشتر بوی جنوب می گیرم. این روزها در قم، عطر برادران زین الدین گرفته ام و وقتی چشمم به مادرشان افتاد، دوباره زنده شد در من خاطرات. من روی شانه مهدی شاهد بودم لحظات وداع را و دیدم نشانه های عشق را. من شاهد خدایی ترین خداحافظی ها بوده ام و شاهد بهترین سلام ها. من با شهدا، آن سوی هستی، حسین را کربلا را دیدم. ترنمی از سرخی خون شهدا دارم من و هم اینک چه خوب که جایگاهم بر بلندای ماه است. با تو من بسیجی تر می شوم ای امام بسیجی ها و ورق می زنم شب های جبهه را. شانه تو سنگر ستاره هاست و من شیدایی ترین بازمانده شهدایم. سلاح مومن اشک اوست و من سرشار از گریه های نیمه شبم. تار و پود من از آب حیات است. از زلال ترین نماز شبها و از پاکترین راز و نیازها و از بلندترین آوازها. من پاره ای از تن شهدا بوده ام. با عشق رهسپار بوده ام. با ولایت. با شهادت. با ولایت تا شهادت. چه خوب که مرا با خود همسفر می کنی. به هر دیار که می روی و به هر جا که قدم می گذاری و چه خوب که می توانم بشنوم اذکار سجده ات را در نافله های آخرین. ادعیه نماز تو، مرا یاد مردان بی ادعا می اندازد که اسلحه شان دعا بود و ثروت شان اشک به درگاه خدا. من با بسیجی ها و با تو ای امام بسیجی ها تسلیم می شوم در برابر عظمت خدا. من در شعاع نور ماه، همرنگ شقایقم و هنوز هم در مجنون ترین جزیره های عاشقی، قایق عاشورا را مرا با خود به جنون می برد. چه با صفاست چفیه بودن و نشستن بر شانه ماه و همسفر شدن از کویر قم تا غدیر خم. یا علی جان! مقتدای من تویی. من با تو سفر می کنم و خطر نیز. من با تو بسیجی تر می شوم. من روی شانه تو ترجمه وصایای شهدایم و سرشار از پیام؛ برای دوست و برای دشمن. تو ای امام بسیجی ها چه می خواهی با من، به دوست و به دشمن بگویی؟ می دانم. می دانم پیام تو را که؛ بعد از جنگ، جبهه همچنان باقی است. علی جان! من هم اهل کوفه نیستم تو تنها بمانی. پیام من این است. پیام من پیام روشن ترین ستاره هاست؛ افلاکیان خاکی. من تو را دوست دارم و اینجا روی شانه تو، عطر آسمانی ها را می دهد که بسیجی، مقتدایش خامنه ای است. الا ای مقتدای مخلص ترین فرزندان آدم! من چفیه ام. چفیه تو. رهسپارم با ولایت تا شهادت. به وجود توست که بسیجی ها مرا به عنوان تبرک از تو می گیرند و به همنشینی با سجده های عاشقانه ات قسم، لاله باران است اینجا؛ اینجا شانه توست و من نشان از تو دارم برای آن پدر شهیدی که آقا صدایت می کند و مرا از تو تمنا می کند. چه خوب می کنی، بویی از پیراهن یوسف تقدیم می کنی به 2 چشم یعقوب و چه خوب که باز هم همگان، مرا دوباره روی دوش تو می بینند؛ “دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند، وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند”.

حسین قدیانی

تنظیم : تبیان

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 14:35  توسط جوانان بسیجی روستای کرات کتی شهرستان نور  |